Lyrics
[verse]
در شهر غریب، تنها نشستهام
به یاد خانهام، پنجره را بستهام
باد سرد میوزد، شب طولانی است
دلم برای گرمای خانه تنگ شده است
[chorus]
غریبی سخت است، وقتی کسی نیست
دستی که بگیرد، صدایی که بخواند نیست
غریبی سخت است، در شهر خاموش
دلم میخواهد برگردم، به آغوش
[verse]
نامهای مینویسم، برای مادرم
میگویم که خوبم، اما دلم گرفته است
عکس کوچهمان را، در جیبم دارم
هر شب نگاهش میکنم، تا خواب بیاید
[chorus]
غریبی سخت است، وقتی کسی نیست
دستی که بگیرد، صدایی که بخواند نیست
غریبی سخت است، در شهر خاموش
دلم میخواهد برگردم، به آغوش
[bridge]
شاید فردا راهی پیدا شود
شاید این غربت روزی سر آید
تا آن روز، در دلم میسازم
خانهای از خاطرات و امید
[chorus]
غریبی سخت است، وقتی کسی نیست
دستی که بگیرد، صدایی که بخواند نیست
غریبی سخت است، در شهر خاموش
دلم میخواهد برگردم، به آغوش