Lyrics
[verse]
پرندهی سحر، تو در قفس نشستهای
اما صدایت هنوز، به سوی آسمان میرود
هر بامداد، تو منتظر نوری
که از پشت ابرهای سیاه بیرون بیاید
[chorus]
بخوان، بخوان، ای پرندهی تنها
بخوان، بخوان، تا این شب تمام شود
قلب تو هنوز، امیدوار مانده
که روزی این قفس، در باز میشود
[verse]
بالهای تو خستهاند، از سالها انتظار
اما چشمانت هنوز، به دنبال نور است
هر صبح دوباره، آوازت را میخوانی
شاید امروز، کسی صدایت را بشنود
[chorus]
بخوان، بخوان، ای پرندهی تنها
بخوان، بخوان، تا این شب تمام شود
قلب تو هنوز، امیدوار مانده
که روزی این قفس، در باز میشود
[bridge]
شاید فردا، آسمان روشنتر شود
شاید این قفس، دیگر جایی نداشته باشد
تا آن روز، ای پرندهی سحر
آواز امیدت را، هرگز خاموش نکن
[chorus]
بخوان، بخوان، ای پرندهی تنها
بخوان، بخوان، تا این شب تمام شود
قلب تو هنوز، امیدوار مانده
که روزی این قفس، در باز میشود