Lyrics
[verse]
در سینهام صدایی هست، که راه بیرون نمییابد
مثل پرندهای در قفس، که آسمان نمییابد
گفتم شاید کسی بشنود، این نالهی شبانه را
اما فقط باد شنید، این نجوای خانه را
[chorus]
فریاد من کجا برود، در این سکوت سنگی؟
فریاد من کجا برود، بیکسی و تنگی؟
اگر کسی نمیشنود، من باز هم میخوانم
تا این گلوی خسته، آخرین نفس بماند
[verse]
دیدم دلی شکسته را، در کوچهای فراموش
دیدم امیدی خسته را، در چشمهای خاموش
هرکس مسیر خود گرفت، از کنار درد ما
کسی نماند تا بپرسد، حال این دل تنها
[chorus]
فریاد من کجا برود، در این سکوت سنگی؟
فریاد من کجا برود، بیکسی و تنگی؟
اگر کسی نمیشنود، من باز هم میخوانم
تا این گلوی خسته، آخرین نفس بماند
[bridge]
شاید فردا روزی بیاید، که این صدا رها شود
شاید این دیوار سنگی، روزی از هم جدا شود
من با همین امید کوچک، شب را سحر میکنم
هرچند تنها بمانم، باز هم سفر میکنم
[chorus]
فریاد من کجا برود، در این سکوت سنگی؟
فریاد من کجا برود، بیکسی و تنگی؟
اگر کسی نمیشنود، من باز هم میخوانم
تا این گلوی خسته، آخرین نفس بماند